ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

221

تاريخ گيلان ( فارسى )

چو بر خلق دشوار گرديد كار * نهادند رو بر طريق فرار لاجرم خلقى كثير از رعيت ولايت بيه‌پس ، به شكوهء اصلان بيك ، به فرح‌آباد بهشت بنياد ، به سجده رسيده و مكررا زبان به شكايت دراز كرده ، عرض تظلم و بيدادى نمودند . و مبلغ پنجاه و يك هزار تومان تقرير و ابواب او را نوشته ، به نواب درگاه سپردند . و مع هذا شكايت رعايا مفقود الاثر آمد ، به جائى نرسيد . و اصلان بيك معزز و محترم ، به گيلان آمده و با ارباب و اهالى و رعايا و زيردستان من بعد بر وجه احسن سلوك نموده ، به نحوى ابواب مرحمت و مهربانى مفتوح داشت كه همگى متوطنين ، از رعيت تا رعاة ، مرفه الحال و فارغ البال ، ازدياد عمر و دولت او را از درگاه ايزدى مسئلت مىنمودند . تا آنكه نوبت ديگر ، به قصد پابوس ، به فرح‌آباد رفته ، بعد نوروز توشقان ئيل ، در اشرف مازندران ، به مرض مهلك موت گرفتار شده ، وفات يافت . شاه عباس نعش او را به كربلاى معلى فرستاد و در آن خاك پاك مدفون گرديد .